یکم اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی گرامی باد

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در سال ۱۲۰۰ ه.ش در شیراز به دنیا آمد. وی در سال ۱۲۹۲ در شیراز درگذشت. سعدی در کودکی پدر خود را از دست داد. سعدی با کمک عمویش تحصیلات اولیه خود را در شیراز به پایان رساند. بعداها او را برای تحصیل در بغداد در دانشکده مشهور نظامیه ، اعزام کرد.

شرایط نامشخص به دنبال حمله مغول به ایران باعث شد که وی از طریق آناتولی ، سوریه ، مصر و عراق در خارج از کشور سرگردان شود. او همچنین در کار خود به مسافرت‌هایی در هند و آسیای میانه اشاره می کند. سعدی بسیار شبیه مارکوپولو است که از سال ۱۲۷۱ تا ۱۲۹۴ در مناطق سفر کرده است. با این وجود بین این دو تفاوت وجود دارد. در حالی که مارکو پولو به سمت ثروتمندان و زندگی خوب شتافت ، سعدی با بازماندگان عادی هولوکاست مغول در هم آمیخت. او اواخر شب در چایخانه های دور افتاده نشسته و با بازرگانان ، کشاورزان ، واعظان ، راهداران ، سارقان و متصدیان صوفیان تبادل نظر می کرد. بیست سال یا بیشتر ، وی همان برنامه موعظه ، نصیحت ، آموختن ، احترام به موعظه های خود و صیقل دادن آنها به سمت روشنایی حکمت سوق داد.

هنگامی سعدی به شیراز بازگشت در سنین کهنسالی به سر می‌برد بود. شیراز در زمان اتابک ابوبکر سعد بن زنگی (۶۰- ۱۲۳۱) از آرامش نسبی برخوردار بود. سعدی نه تنها مورد استقبال این شهر قرار گرفت بلکه مورد احترام افراد بسیار زیادی از سوی حاکمین قرار گرفت و در بین بزرگان استان شمرده می‌شد. 

آثار سعدی

مشهورترین آثار وی بوستان و گلستان است. بستان کاملاً در آیه (حماسه متر) است و شامل داستانهایی است که به خوبی نشانگر فضایل استانداردی است که به مسلمانان توصیه می شود (عدالت ، آزادگی ، فروتنی ، رضایت و رضایت) و همچنین بازتاب هایی از رفتار دراویش و اعمال عجیب آنها. گلستان عمدتاً در نثر است و حاوی داستان و حکایات شخصی است. متن با انواع شعرهای کوتاه ، حاوی غافلگیری ، توصیه و تأملات طنز آمیخته شده است. سعدی آگاهی عمیقی از پوچی موجودیت انسان نشان می دهد. سرنوشت کسانی که به روحیه متغیر پادشاهان بستگی دارند با آزادی دراویش در تضاد است.

آرامگاه سعدی در شیراز

برای دانش آموزان غربی بوستان و گلستان از جذابیت خاصی برخوردار است. اما سعدی نیز به عنوان یک پناه نگار بزرگ و سروده گر بزرگ یاد می شود ، نویسنده تعدادی از اودهای عمومی استادانه که تجربیات بشری را به تصویر می کشد ، و همچنین از اودهای خاص مانند گلایه از سقوط بغداد پس از حمله مغول ها در سال ۱۲۵۸. اشعار وی را شامل می شود. در غزالیات (“اشعار”) و اشعار وی در قسائید (“اودس”) یافت می شود. وی همچنین به خاطر تعدادی اثر به زبان عربی مشهور است. ترکیبی عجیب از مهربانی و بدبینی انسان ، طنز ، و استعفاء نمایش داده شده در آثار سعدی ، همراه با گرایشی برای جلوگیری از معضل سخت ، او را ، از نظر بسیاری ، عادی ترین و دوست داشتنی ترین نویسنده دنیای فرهنگ ایران ، مجبور می کند.

سعدی بین جنبه های معنوی و عملی یا دنیوی زندگی تفاوت قائل بود. به عنوان مثال ، در بستان خود ، سعدی معنوی از جهان دنیوی به عنوان تخته بهاری استفاده می کند تا خود را فراتر از قلمروهای زمینی سوق دهد. تصاویر موجود در بوستان از نظر طبیعت لطیف و آرامش بخش است. در گلستان ، از طرف دیگر ، سعدی دنیوی معنوی را پایین می آورد تا قلب همسران خود را لمس کند. در اینجا تصاویر گرافیکی است و به لطف مهارت سعدی ، در ذهن خواننده بتن باقی می ماند. واقعاً واقعاً ، یک حلقه از حقیقت در تقسیم وجود دارد. موعظه شیخ در خانیجه دنیایی کاملاً متفاوت از تاجران را که در یک شهر می گذرند تجربه می کند. نکته منحصر به فرد درباره سعدی این است که او هم صوفی شیخ و هم بازرگان مسافر را تجسم می کند. آنها همانطور که خودش می گوید ، دو هسته بادام در همان پوسته هستند.

سبک نثر سعدی ، توصیف شده از “تقلید ساده اما غیرممکن” کاملاً طبیعی و بی دردسر جریان دارد. با این حال ، سادگی آن در یک وب معنایی متشکل از مترادف ، هموفی و ​​اکسی مورون که توسط ریتم داخلی و قافیه بیرونی پیچیده شده است ، پایه گذاری شده است. نویسندگان ایرانی در طول سال ها نتوانسته اند از سبک آن به زبان خود تقلید کنند ، چگونه بیگانگان می توانند بدون توجه به چه زبانی ، آن را به زبان خود ترجمه کنند؟

جهان امروز  با نوشتن شعری بر سردر سازمان ملل سعدی را  اینگونه گرامی می‌دارد:

 

بنی آدم اعضای یک پیکرند                      که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار                    دگر عضوها را نماند قرار

تو کز مهنت دیگران بی غمی                     نشاید که نامت نهند آدمی